به گزارش «سراج24»؛ بخش اول برنامه «ققنوس» به موضوع حضور علوم انسانی در سینما و با حضور حسن عباسی و ابراهیم فیاض به عنوان کارشناس و سیدمحمد حسینی به عنوان مجری اختصاص داشت.
حسینی در ابتدا نقد سینما را از مقولات جدی سینما دانست و گفت: بحث نقد سینما در سال های اخیر در کشور ما خیلی جدی شده است بخصوص که عدهای سینما را از منظر فرم میبینند و برخی از نظر محتوا.
حسن عباسی نیز بیان داشت: اگر با رویکرد کانت به نقد سینما بنگریم باید به شکل تحلیلی آن را مدنظر داشت. سینما سه ساحت کلی دارد، صنعت، رسانه و هنر. هرکدام از این ساحتها یک معیار و خطکش دارد.
وی سینما را مثل کتاب و تلویزیون یک رسانه دانست و تصریح کرد: در رسانه گیرنده پیام، خود پیام و ارسال کننده پیام جزء یک رسانه است. هنر سینما نیز 3 عنصر دارد، زیبایی شناسی، محتوا و فرم. اگر بگوییم سینما صرفا فرم است و پشت آن هیچ پیامی نیست به بیراهه رفتهایم.
عباسی عنوان کرد: اگر بخواهیم سینما را به مثابه هنر ببینیم عنصر زیباییشناسی محتوا و فرم را داریم اما اصالت و پیام که بعد از شکل و فرم پیدا و بیان میشود.
در ادامه حسینی با ذکر جملهای از آیتالله جواد آملی گفت: ایشان هنر را حاوی 3 مبحث دانستهاند و گفتهاند اثر هنری ابتدا باید معقول باشد و بعد در ساحت خیال پخته شود و هچنین صاحب جمال باشد.
ابراهیم فیاض نیز در ادامه ضمن اشاره به ورود امام به ایران در دوران پیروزی انقلاب عنوان کرد: امام در بدو ورود به ایران گفتند که ما با سینما مخالف نیستیم و با فحشاء مخالفیم. به شکلی ایشان سینما را تمدنساز معرفی میکنند. ما متاسفانه تعریفی از انقلاب نداریم و نتوانستهایم مباحث بنیادی در آن جا بیندازیم.
استاد دانشگاه تهران افزود: امریکاییها در ایران 40 هزار مستشار و کارشناس برجسته داشتند و در همین ایران و با این همه مداخله داخلی و خارجی یکباره یک انقلاب علیه آمریکاییها انجام میشود در تمام خاورمیانه نیز بازتاب این انقلاب به شکل یک انقلاب رسانهای رسید. امریکاییها میخواستند در سال 88 تئوری تغییر را به کشوری بیاورند که خود صادر کننده این تغییر بوده است. این کار حماقتسازشان باعث شد نه تنها در ایران ناکام شود بلکه بازتاب آن به کشورهای منطقه سرایت کند و شاهد مسئله بیداری اسلامی باشد.
مجری برنامه با طرح یک سوال چنین مطرح کرد: ما اساسا از سینما چه میخواهیم و باید سینما را از کجا میگرفتیم از میهمان محترم برنامه دیشب پرسیدم چرا جشنواره فیلم فجر را راهاندازی کردید و ایشان ذکر کرد که چون بنای ما بر این بود که این جشنواره به عنوان ویترین یکساله تولیدات سینمای ایران باشد و فیلمهای تولیدی ایرانی را نمایش دهیم به نظر من این دلیل کودکانه است.
حسن عباسی نیز با توجه به مباحث مطرح شده چنین عنوان کرد: حرف جناب فیاض حوزه بنیادی نیست که از آن غفلت شده است. خواستگاه انقلاب از فطرت مردم بود و مردم یک واکنش فطری به دعوت امام نشان دادند. باید با نمودار و ویترین اصلی تمدن، به سینما برویم و ببیینم در غرب چه ا تفاقی افتاده است. در غرب سینما از علوم انسانی جدا نیست. مسئله امروز که محل دعواست آن است که سینما فرم است و یا علم فرم است که این منهای محتوا است.
عباسی افزود: در غرب 413 استاد فلسفه در آمریکا، زیر نظر ویلیام ایروان روی اینکه چه چیزی روی فیلمها و انیمشین و سریالها به لحاظ محتوایی وجود دارند تحقیق کردهاند. این 413 استاد 120 کتاب نوشته و روی چند موضوع مطالعاتشان را تفکیک کردهاند. مثل موسیقی، سریال، فیلمسازان فیلسوف، قدرت رسانه و مسائل دیگر.
کتاب هایی در حوزه فرهنگ عمومی متعلق به محافل دانشگاهی. اول فیلمها و انیمیشنهای ما نوشته میشود که این فیلم و یا انیمشین سرگرمی است. متاسفانه اساتید سینما در ایران هم به این موضوع میدمند و سینما را یک سرگرمی میدانند. در صورتی که این 413 استاد فلسفه این همه کتاب نوشتند و میگویند که سینما سرگرمی نیست.
ابراهیم فیاض در پاسخ به سوال حسینی با این مضمون که آیا سینما میتواند ظرف مظروف تعالی باشد یا خیر گفت: سنتگراها میگویند تکنولوژی غربی است و باید آن ر اکنار گذاشت. در صورتی که نکته ما این است که باید برمبنای حکمت عمل کنیم و دستاوردهای تمدنهای دیگر را نفی نکنیم. فرهنگ ما بر مبنای فطرت است.
اسلام با فساد مبارزه میکند نه اینکه سینما و هر نوع پیشرفتی را نفی مینماید. رهبری هم فرمودند ما غربستیز نیسیتم ولی تسلیم غرب هم نمیشویم. یعنی باید با نوعی حکمت با این موضوع برخورد کنیم.
حسن عباسی بیان کرد: درخت زندگی هوگو، تلقین و آواتار فیلمهایی هستند که بر اساس مبانی فلسفی ساخته شدهاند. غرب هر چه داشته در برابر رویکرد خداگرایانه انقلاب ما علم کرده است. برجسته کردن فیلسوفان هم در همین راستاست. تعبیر رهبری مبنی بر غربستیز نبودن یعنی ما پدیدهها را از طبیعت میگیریم و با فرهنگ خود پرورده میکنیم و عرضه میکنیم. 20 استاد فلسفه آمدهاند و کتابی نوشتهاند و در آن گفتهاند که مثلا استنلی ویک فیلسوف است امروز فیلسوفان آمریکایی فیلم سازان هستند.
عباسی افزود: ما منکر آن نیستیم که سینما سرگرمی هم است اما کسی که درگیر عرفان و معرفت و علمآموزی است او نیز سرگرم است. سرگرمی در واقع دو شکل است سرگرمی غفلت و سرگرمی جذبه. اما همین سرگرمی در غرب به شکل جدی و توسط مباحث فلسفی تبیین میشود.
حسینی با طرح یک سوال از ابراهیم فیاض پرسید حضور اندیشه ناب ما چطور در سینما محقق میشود؟ ابراهیم فیاض چنین پاسخ داد: همین که سینما و فلسفه به هم نزدیک شدهاند این خود یک فرمالیست است همین فرمالیست هم در ایران است مثلا اینکه میگویند فلسفه اسلامی همین اصطلاح نشان غربزدگی و فرمالیست غربی است چیزی که ما داریم حکمت اسلامی است و فلسفه اسلامی است.
استاد دانشگاه تهران افزود: آنچه که باید در سینما داشته باشیم حکمت است. مشکل ما فلسفه زدگیغربی است که در همه جا و متاسفانه سینما نیز وجود دارد. اگر سینماگران ما به جوهر خودشان برگردند مشکل حل میشود مثل فیلم دیدبان حاتمیکیا. دیدهبان داستانی شده مستندهای شهید آوینی است.
حسن عباسی اضافه کرد: اساتید جامعهشناسی و فلسفی ما کی آمدهاند و راجع به آثار حاتمیکیا یا مجیدی کتاب نوشتهاند و به در آن کتاب اشاره کنند که در فیلمهای این فیلمسازان کجا رد پای آیات قرآنی و حکمت اسلامی دیده میشود.
عباسی ادامه داد: به دلیل گسترش نظام رسانهای در جهان امروزه آموزش و تربیت رسمی به تربیت عمومی مبدل شده است. سینما امروز بار علومی انسانی را بر دوش میکشد و از این منظر متفکرین غرب این مسئله را به فال نیک گرفتهاند ما هم چارهای نداریم جز آنکه برای جذب مخاطب در سینما به سراغ حکمت اسلام و قرآن برویم.
فیاض در پایان عنوان کرد: خدا و قرآن و آیات قرآن حکیم اند ما با حکمت میتوانیم نشانهشناسی کنیم در حکمت فرم از محتوا جدا نیست و محتوایی که در قرآن و عترت وجود دارد باید مدخل سینمای ما قرار بگیرد.
بخش دوم
بخش دوم این برنامه با اجرای سیدامیر جاوید به موضوع سینما مطلوب جامعه آرمانخواه شیعی اختصاص داشت که میهمانان این قسمت شهریار زرشناس نویسنده و مدرس دانشگاه و ناصر هاشمزاده کارشناس سینما بودند.
در ابتدای این بخش زرشناس گفت: اگر ما به شرایط امروز خود توجه نکنیم این یک اشتباه استراتژی است ما به هر حال یک مواجهه با مدرنیته پیدا کردیم اما میتوانیم در ذات مدرنیته تصرف کنیم و با یک استراتژی مشخص به سمت هدف خود برویم. مدل جایگزینی بنده برای سینمای امروز ایران چیزی که آن را سینمای اخلاقی و اجتماعی نامگذاری کردهاند و دارای یک سری مولفههای مشخص است.
سیدناصر هاشمزاده عنوان کرد: مسلمان ما در دوران گذار هستیم. عدهای خواستند این دوره گزار را به نفع خود مصادره کنند مثلا بگویند گذار از مدرنیته به فستمدرنیته در حالی که گذار یک گذار دینی است. آنچه به نظر میرسد این است که فقدان نظریهپردازی بویژه در ساخت سینما مشهود است و البته چون تولید اثر هم نداریم آن چه نیز تا الان به عنوان نظریه بیان شده بدون حاصل است.
نویسنده فیلمنامه بید مجنون گفت: سینما و شعر و نقاشی باید به وجود بیاید و بعد حول آنها نظریه شکل میگیرد. ما در حال دست و پا زدن هستیم اینکه چیزی در غرب مطرح بشود و ما بیاییم با آن مقابله کنیم این اسمش نظریهپردازی نیست. ما بیشتر مقهور تکنیک سینما شدهایم و موضوع تکنیک و فرم را اشتباهی گرفتهایم.
وی ادامه داد: مرحوم مددپور و شهید آوینی از هنری حرف میزدند که تکنولوژی زده بود. شاید باید همین حرف را به شکل جدیتری دنبال میکردیم و به این فکر میکردیم که به چه لوازمی نیاز داریم تا مقهور سینما و تکنیک آن نشویم.
هاشمزاده عنوان کرد: یک زمانی سینمای روشنفکری با موضوع دینی را توصیه میکردند مثلا فیلم زیر آسمان برلین این نگاه از کجا سرچشمه میگیرد و اینقدر سادهانگارانه میخواهد مسائل را تحلیل کند.
زرشناس در ادامه برنامه گفت: اینکه جناب هاشمزاده گفتند آثار هنری ابتدا میآیند و بعد مکاتب و نظریه شکل میگیرند از نظر من قابل نقد است. وضعیت ما اکنون برزخی است. انقلاب اسلامی نوعی خودآگاهی جهتمند به ما بخشیده است و در ایران حرکت گذار ما با انقلاب شروع میشود. با این انقلاب هنرمندان انقلاب که به آرمان ها اعتقاد دارند نیز وجود داشتهاند و آنها در عالم مدرن بودهاند و علیرغم این به اندیشه دینی تکیه داشتند.
زرشناس همچنین عنوان کرد: در سینما ما تا به حال مباحث تئوریک نداشتهایم و همچنین از استراتژی مشخصی نیز دنبالهروی نکردهایم. کسانی آمدند و تلاش های غربی داشتهاند ولی چون یک جریان مستمر وجود نداشته و همچنین فقدان تئوری نیز مشهود بوده است میبینیم که ما امروز در بحث سینما دچار مشکلاتی هستیم.
وی ادامه داد: آنچه که من تحت عنوان سینمایی اخلاقی اجتماعی مطرح کردم دارای چند مولفه است ما نمیتوانیم حقیقت دینی را به شکل تمام عیار در سینما مطرح کنیم. بنابراین باید با در نظر داشتن این موضوع چند مولفه را ذکر کنم.
اولین وجه سینمایی اخلاقی اجتماعی این است که واقعگرا باشد. یعنی به مسائل و معضلات و دردها بپردازد. تبصره آن هم این است که هم دردها را نشان دهد و درمان آن را بیان کند. اعتقاد دارم اگر فقط دردها را بیان کند و سیاهیها را نشان دهد به رسالت خود عمل نکرده و نوعی خیانت و تعریف تاریخ و واقعیت است.
ناصرهاشم زاده در واکنش به صحبتهای زرشناس چنین گفت: آنکه آقای زرشناس میگوید فقط نظریه است اینکه در صحنه عمل چگونه میتوان به آن رسید بحث مشکل و جدی است. اگر سینما را صرفا ابزار ببینید این سادهانگاری است و همینطور در مقابل اگر آن را فقط فرم ببینید این نیز سادهانگاری است. اگر منظور از واقعگرایی آنچه در رئالیسم سوسیالیستی باشد این غلط است چون آثار رئالیسم سوسیالیستی نتوانست تاثیر عمیقی بر جهان بگذارد.
زرشناس نیز در پایان با ذکر ویژگیهای دیگر سینمای اخلاقی اجتماعی خود گفت: دیگر ویژگیهای سینمایی اخلاقی اجتماعی عبارت است از آرمانگرا بودن، تعهد به انقلاب اسلامی، ملتزم بودن به حدود شرعی، توجه به امنیت ملی و توجه به جنگ نرم است. من سینما را ابزار نمیدانم اما سینما ذاتی دارد که میتوانیم در آن تصرف کنیم و این به نظر من شدنی است.



